عطا ملك جوينى

67

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

غالب شوند « 1 » چون « 2 » اوتار و شعور كه بمظاهرت يكديگر پيل از گسستن آن عاجز آيد و فروماند ، رشته چون يكتا بود از زور زالى بگسلد * چون دو تا « 3 » شد عاجز آيد از گسستن زال زر « 4 » و ببركات موافقت و مظاهرت از مهالك و « 5 » ورطهائى كه اميد فرج « 6 » از آن انقطاع پذيرفته باشد خلاص يابند « 7 » و هركس به نظر اهانت و اذلال دريشان نتواند نگريست و در ميان خلقان مرفّه و محترم و ممكّن و مكرّم روزگار گذرانند « 8 » و وجه تمكّن اعادى ازيشان مسدود ماند ، و بنزديك صاحب همّت چنين يك‌روزه زندگانى در حرمت بحقيقت « 9 » از يك‌ساله كه « 10 » در ناكامى و مذلّت گذرد بهتر باشد ، و للموت خير للفتى من قعوده * * عديما و من مولى تدبّ عقاربه « 11 » چنگز خان و اروغ او برين « 12 » موجب از جهان اكثرى گرفتند و بقايا دم ايلى مىزنند و مال و خراج قبول مىكنند ، روزى « 13 » در ابتداى حالت « 14 » و خروج او پسران را اين « 15 » پند مىدادست « 16 » و بيك‌يك

--> ( 1 ) كذا فى ب ( باصلاح جديد ) د ح ، آ ز : شود ، ه : كردند ( - گردند ) ، ج ندارد ، ( 2 ) كذا فى ه ز ، آ ب د ح : و چون ، ج اصل جمله را ندارد ، ( 3 ) ح : دو تو ، ( 4 ) ه ز : پور زال ، ( 5 ) ب ج د ح اين واو را ندارند ، ( 6 ) كذا فى ه ، باقى نسخ : فرح ، ز ندارد ، ( 7 ) ح : يابند ( - يابند ) ، باقى نسخ : يابد ، ( 8 ) كذا فى د ه ، ح : كذرانيد ، آ ب ج : كذراند ، ز : ممكّن كرداند ( كذا ) ، ( 9 ) آ افزوده : بهتر ، ز افزوده : به ، ( 10 ) آ د اين « كه » را ندارند ، ( 11 ) من جملة ابيات لابى النّشناش بالمعجمتين من لصوص بنى تميم ، انظر شرح الحماسة ج 1 ص 167 ، و الأغانى ج 11 ص 45 ( و فيه ابو النّسناس بالمهملتين و هو تصحيف وقع فى الطّبع ) ، ( 12 ) كذا فى آ ، باقى نسخ : بدين ، ( 13 ) ب د ز ح : و روزى ، ( 14 ) كذا فى جميع النّسخ ، ( 15 ) آ « اين » را ندارد ، ( 16 ) ه ز : مىداده است ، ج : مىداد ،